سيد علي اكبر قرشي
482
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
صفا » و از جمله به تعجب واداشتن : « راق الشى ء فلانا اعجبه » از اين ماده هفت مورد در « نهج » آمده است ، دربارهء آنان كه با خلافت آنحضرت موافقت نكردند امثال ناكثين و مارقين و قاسطين فرموده : « و لكنّهم حليت الدنيا فى اعينهم و راقهم زبرجها » خ 3 ، 50 ليكن دنيا در نظرشان مزيّن گرديد ، و زيور آن به اعجابشان واداشت . ترويق : صاف كردن . در مقام موعظه فرموده : « ايّها الناس استصبحوا من شعلة مصباح واعظ متعّظ ، و امتاحوا من صفو عين قد رؤّقت من الكدر » خ 105 ، 152 ، مردم : كسب نور كنيد از شعلهء چراغى كه موعظه كننده و موعظه پذير است و آب بردارى كنيد از زلال چشمهاى كه از آلودگى صاف شده است ظاهرا منظور خود آنحضرت است . « اذا كان فى رجل خلّة رائقة فانتظروا اخواتها » حكمت 445 ، يعنى اگر د مردى اخلاق تعجّب آوردى بود منتظر نظائر آن باشيد ، به عبارت ديگر اگر صفت خوبى داشته باشد ، آن حاكى از صفات خوب ديگر است و بالعكس « الخمور المروّقة » خ 165 ، 239 يعنى خمرهاى شگفت شدهء بهشتى . رواق : ( بر وزن كتاب و غراب ) : خيمه و چادر ، و آن فقط يك بار در « نهج » آمده است ، در صفين اشاره به چادر معاويه به ياران خود چنين فرمود : « و عليكم بهذا السواد الاعظم و الرّواق المطّنب فاضربوا ثبجه فانّ الشيطان كامن فى كسره » خ 66 ، 97 ، بر شما باد به اين سياهى بزرگ و خيمهء طنابدار از وسط آن بزنيد كه شيطان در پائين آن كمين گرفته است . روم : اراده . « رامه روما : اراده » پنج مورد از اين ماده در « نهج » يافته است ، آنحضرت به معاويه مى نويسد : « و قد علمت انكّ غير مدرك ما قضى فوته و قد رام اقوام امرا به غير الحق فتألّوا على الله فاكذبهم » نامه 48 ، 423 ، مى دانيم ( خون عثمان را ) كه فوت آن حتمى شده درك نخواهى كرد ، گروهى بدون حق ، كارى را قصد كرده و بر احكام خدا دست درازى كردند ، خداوند به كذبشان حكم فرمود ( دروغگوئيشان را ثابت كرد ) به گفته محمد عبده انها اهل جمل بودند « فتألوّا » به معنى « قسم خوردن » است ولى در نسخه عبده « فتأوّلوا » نقل شده است .